سیمره (دره شهر) تپه های باستانی فراوانی دارد که برخی از آنها به وسیله دانشمندانی چن دومرگان و هرسفلد و سراورل استین مورد بازدید و گمانه زنی قرار گرفته اند که مهمترین آنها عبارتند از:
1- تپه موسوم به قلعه تیخن .
تپه نسبتا بزگی است بفاصله 5 کیلومتری از دره شهر که قلعه ای با برج و بارو داشته که به وسیله اهالی خراب شده و آجرهای آن را برای ساخت مسکن خویش به کار برده اند.
این قلعه چاهی نیز داشته که آثار آن هنوز باقی است .هیئت ((استین)) روی این تپه مطالعه نموده و با گمانه زنی ،در طبقات میانی آن سفالهای منقوش و رنگینبدست آورده اند که تا 2500سال قبل از میلاد تاریخ گذاری شده است .( منبع : راههای باستانی و پایتخت های قدیمی غرب ایران ص 120و121)
2- تپه کوزه گران
این تپه تقریبا 3 کیلومتر با تپه تیخن فاصله دارد، و بزرگتر از تپه اولی بوده و شاید قدمت بیشتری داشته باشد. (استین)بر روی این تپه گمانه زنی کرده .
طبقه اول آن مربوط بدوره ساسانی است .انواع سفال منقوش و رنگین که از طبقات زیرین به دست آمده آنها را با سفالهای شوش هم عصر و نوع تمدن را هم با آن یکی دانسته اند.
قسمتی از طبقات پایین ،قبرستانی بوده که چند قبر در آن جا دیده شده است .
اول: قبوری که استخوان مردگان را در کوزه ها ریخته و در مانهای سفید کاری شده دفن کرده اند.
دوم : : قبوری که اسکلتهایی در یک قبر پیدا شده و در کنار آنها تنورها و خاکستر زیادی نیز دیده شده است سفال شکسته های زیادی نیز در اطراف تپه ریخته و از لحاظ کیفیت نقش با هم متفاوتند .نقوش سفالها ،بیشتر پرندگان ، بز کوهی می باشد. و شاید این محل یک کارگاه کوزه گری بوده است .
.( منبع : راههای باستانی و پایتخت های قدیمی غرب ایران ص 120و121)
3 – تپه ((کل یزید))
این تپه نیز در کنار تپه ((قلعه تیخن)) واقع است . بر روی آن ،آثار قصری از دوره ساسانی دیده می شود
4 – تپه ((کلک موسیوند)
این تپه در روستای دشت آباد دهستان سیکان واقع ده است .
5 – تپه (( قلعه زینل ))
بفاصله 3کیلومتری مرکز((دره شهر))در محلی موسومبه چم کلان واقع شده است.
6- تپه((قلعه گل)) نزدیک دره شهر که شاید مربوط به دوره ساسانی باشد.
7- تپه((رشکله)) :در جنوب جمشیدآباد دره شهر.
8- تپه((سیکان)) : که باقی مانده عهد ساسانیان است.
9- تپه فرهاد آباد : در پشته سیکان ،که قبوری چند در اطراف وروی آن دیده میشود.
10-تپه((سکه سون)) واقع در دهکده ای به همین نام ودر جنوب غربی دره شهرنزدیک کوهپایه ((کبیر کوه ))که در سطح بالای آن سکه های دوره اسلامی ونیز از قسمتهای عهد ساسانیان به دست آمده است.
11- ((چغاسبز)): واقع در دهستان خالصه که بیشتر آن به وسیله اهالی حفاری شده است وبعضی از هیئت های علمی نیزروی آن مطالعاتی انجام داده اند ومربوط به دوره پیش از تاریخ تشخیص داده شده است.
12- تپه دستگرد : در دره شهر که آثار ساختمانی آجری دارد وشاید مربوط به دوره اسلامی باشد
چهاردهم خرداد فیلم «صنوبر» برای چندمین بار از شبکه پنج صدا و سیمای ایران پخش شد .این فیلم که به ظاهر برای نشان دادن بخشی از زندگی «امام» تهیه شده استُ در سالهای گذشته اعتراضات و انتقادات فراوانی را در پی داشت. هرچند هیچگاه مسوولین صداو سیما از ساخت این فیلم ابراز پشیمانی نکرده و در مقام توضیح برنیامدند، اما تکرار نشدن و عدم پخش مجدد آن به منزله پذیرش اشتباهات سازندگان و احترام به نظر منتقدین تلقی می شد.
لکن تکرار مجدد این فیلم در چهارده خرداد بار دیگر اعتراض منتقدین وبختیارها را در پی داشته است و اینبار به دلیل همزمانی با انتخابات دامنه های گسترده تری ژیدا کرد و به یک موضوع سیاسی تبدیل شد
در فیلم «صنوبر» که به روایت سالهای جنگ جهانی اول و وضعیت اجتماعی مردم «کمره» در آن مقطع می پردازد، مشخصا در مورد دو جریان بختیاری موجود در منطقه کمره، یکی در مورد گروهی از طایفه ذلقی از ایل چهارلنگ بختیاری و دیگری در مورد «امیر مفخم بختیاری» از شخصیتهای دخیل در حوادث مشروطه تصاویر و دیالوگهای طولانی و جود دارد.
رو یهمرفته در صحنه های این فیلم بختیاریها مردمی غارتگر، خونریز و کم خرد نشان داده می شوند که کاروانها و شهرها را غارت کرده و دست به قتل مردم عادی می زنند.
دریکی از صحنه ها علیقلی ذلقی و طایفه او وارد منطقه «کمره» می شوند تا با یکی از شخصیتهای داستان به نام «میرزا» گفتگو کنند «علیقلی ذلقی »دستور میدهد که هیچکس دست به غارت نزند اما افراد همراه وی که همه لباس کامل بختیاری به تن دارند به قتل و غارت مردم پرداخته و در سکانسی دیگر یک تفنگچی بختیاری در حالی که همقطار وی در حال دزدی است بی رحمانه و از پشت سر به یک زن سالخورده شلیک کرده و او را می کشد. مانور فیلم بر روی شخصیت« زن » قبل و بعد از کشته شدن او، احساس بسیار بدی برای بیننده نسبت به قاتلین وی القا می کند. در جای جای این فیلم ،سواران بختیاری مردمی خشن فاقد نزاکت و اخلاق معرفی شده اند .
بخش دیگری از فیلم به طور صریح اشاره به شخصیت و زندگی «امیر مفخم بختیاری» می پردازد در یکی از دیالوگها گفته می شود: "امیر مفخم" که هیچ چیز نداشت و از وقتی که به کمره آمده صاحب همه چیز شده" و جای دیگر امیر مفخم را با «ستار خان» مقایسه کرده و یکی از شخصیتها می گوید "از مشروطه ستارخان نصیب دیگران شد و امیر مفخم گیر ما افتاده " در صحنه ها ی مختلف شخصیت این خان بختیاری به عنوان شخصی متظاهر و عوامفریب دارای ارتباط مشکوک با بیگانگان و بیرحم معرفی میشود که به دروغ خود را مشروطه خواه جلوه داده است .
ذلقی ها:
طایفه ذلقی یکی از شعب بزرگ ایل چهارلنگ بختیاری است که در منطقه وسیع جغرافیایی از شهرستان خمین در استان مرکزی و الیگودرز و درود و ازنا در لرستان و دزفول و شوشتر و مسجدسلیمان ولالی ودرخوزستان و منطقه لبد در چهار محال و بختیاری سکونت داشته و تاریخ روشنی در گذشته خود و معادلات قدرت در مناطق وسیعی از غرب کشور داشته اند . در برخی ادوار مانند اواخر دوره صفویه و دوره زندیه در سطح ملی به سود استقلال و تمامیت ارضی ایران نقش آفرین بوده اند. و جمعیت کنونی آنها تا دویست و شصت هزار نفر تخمین زده شده است.
امیر مفخم :
امیر مفخم فرزند «امامقلی خان حاج ایلخانی» از قدرتمندترین خوانین بختیاری در اوایل قرن اخیر بود. پدر ،عمو و برادران و عموزادگان امیر مفخم و در مقطعی خود ایشان حاکم برکل بختیاری بوده اند. قدرت و ثروت این خانواده به حدی بود که «ناصرالدین شاه »و «ظل سلطان» حاکم اصفهان از ایشان بیمناک شده و دست به قتل برخی از آنها و دست درازی به اموال این خانواده زد . امیر مفخم اگرچه در جریان مشروطه در ابتدا از محمدعلیشا حمایت می کرد اما چون بدنه ایل بختیاری و عموزادگان وی مانند سردار اسعد ،صمصام السلطنه و حتی فرزندان و برادران خود امیر مفخم از هواداران مشروطه بودند در زمان حمله نیروهای بختیاری و فتح تهران دست از حمایت محمدعلیشاه برداشت علیه نیروهای ملیون اقدامی نکرد.
یکسال پس از فتح تهران وقتی بار دیگر «شاهزاده سالارالدوله» ومحمدعلیشاه با جمع آوری نیروهای تازه نفس برای باز پسگیری پایتخت از مشروطه خواهان، از دو جانب غرب و شرق به تهران حمله کردند امیر مفخم و برادرش «نصیرخان سردار جنگ» به همراه سایر نیروهای بختیاری به دفاع از تهران پرداختند و در چندین جنگ سلطنت خواهان را شکست داد .
امیر مفخم به همراه سایر قوای بختیاری در دفع فتنه «محمد حسن خان کاشی» که پس از تضعیف دولت مرکزی در اصفهان و کاشان سربه شورش برداشته بود و به غارت و قتل مردم می پرداخت ، مجدانه تلاش کرد. وی همچنین در خلال سالهای جنگ جهانی اول که هیچ قدرت مرکزی برای دفاع از کشور و جود نداشت و بخشهای مرکزی و جنوب به اشغال روسیه و انگلیس در آمده بود به همراه اتحادیه ای از خوانین جوان و تحصیلکرده بختیاری که در قالب حزب «ستاره بختیاری» فعالیت می کردند به جنگ علیه اشغالگران روس پرداخت.
باید توجه داشت که در خلال سالهای جنگ جهانی اول دولت مرکزی دولتی بسیار ضعیف بود و هیچ نیرویی برای دفاع از تمامیت ارضی کشور نداشت به همین دلیل وقتی بخشهای وسیعی از ایران به تصرف روسیه و انگلیس در آمد، دربعضی مناطق کشور به طور خود جوش نیروهایی برای اخراج اشغالگران شکل گرفت.
میرزا کوچک خان جنگلی ،محمد تقی خان پسیان،رییس علی دلواری و اتحادیه خوانین جوان بختیاری به رهبری "سردار مریم بختیاری" از جمله این نیروها بودند.
خوانین جوان بختیاری به رغم مخالفت برخی بزرگان آنها که خواهان عدم مداخله در جنگهای داخلی بودند اتحادیه ای نیرومند بر علیه اشغالگران تشکیل دادند .
همه نیروهای ملی که در آن مقطع برضد اشغالگران می جنگیدند برای برقراری توازن میان دو ابرقدرت روس و انگلیس به آلمانها متمایل بودند. زیرا کشور آلمان برخلاف این دو ابرقدرت خود و نیروهایشان هیچ گونه مرزی با ایران نداشتند. از طرف دیگر دولت آلمان هم تمایل زیادی برای ضربه زدن به رقبای خود در ایران داشت، با آنها متحد شد و اسلحه و مستشار نظامی در اختیارشان می گذاشت ،به این صورت به رغم نبود یک نیروی دفاعی مرکزی، همین مقاومتهای خود جوش محلی یکپارچگی کشور را حفظ کرد.
روابط بختیاریها با آلمانها به دلیل داشتن دشمن مشترک بسیار صمیمانه شد و هنگامیکه کنسول آلمان در اصفهان مورد تعقیب قرار گرفت تا مدتها در میان بختیاریها پنهان بود که شرح آن به تفصیل در اسناد وزارت خارجه آلمان موجود است روسها به تلافی پناه دادن بختیاریها به کنسول آلمان خانه تعدادی از رهبران بختیاری در اصفهان از جمله خانه سردار مریم را غارت کردند .
جالب آنکه در بخشی از فیلم «صنوبر» سکانسی راجع به دیدار کنسول آلمان با امیر مفخم وجود دارد، و به صراحت از اعزام چهارصد نیروی مسلح برای مبارزه با روسها توسط امیر مفخم اشاره میشود. اما فیلمنامه نویس و کارگردان از این حرکت شجاعانه طوری یاد می کنند که گویی این کار امیر مفخم از روی ریا و شیطنت بوده، فیلم پس از سکانسی که امیر مفخم را در حالتی مزورانه نشان می دهد از مسئله اعزام نیروها به تندی عبور میکند و به برجسته کردن موضوعات کم اهمیتی همچون تنبیه رعایا توسط مباشر ایشان می پردازد.
مرحوم آیت ا... پسندیده برادر امام از این امیر مفخم ختیاری به نیکی یاد کرده و در چندین جا از خاطرات خود صراحتا به خدمات ایشان اشاره دارد .
واقعیت آن است که صورتی که نیروهای بختیاری در آن مقطع در مرکز و جنوب کشور برعلیه انگلیس و روسیه نمی ایستادند شهرهای مهمی چون اصفهان به دست روسها می افتاد و همه کشور با خطر سقوط مواجه می شد.
برای شناخت حس وطنخواهی بختیاریها در آن مقطع شاید نقل قول یک بی طرف غیر ایرانی مفید باشد : «فیدر مایر» صاحب منصب نظامی آلمان که در جنگ جهانی اول در ایران حضور داشت در مورد روحیه عمومی بختیاریها به کشور متبوعش گزارش میدهد :«بختیاریها ایلی هستند که مرکز ایران را زیر سلطه دارند و در عین حال تنها عشیره ایرانی محسوب می شوند که مفهوم وطن برای آنها فراتر از حدود چراگاه و مراتع دامهایشان است»
تاکنون صداو سیمای جمهوری اسلامی در مورد نقش سایر نیروهای ملی ایران که بر علیه اشغالگران در خلال جنگ جهانی اول مبارزه کردند برنامه های مختلفی تهیه کرده است.
فیلمهای« کوچک جنگلی»،«تفنگ سرپر »و «دلیران تنگستان» در همین راستا تولید شده اند. همچنین بارها در مورد نقش «محمدتقی خان پسیان» سخن گفته شده و یک فیلم سینمایی نیز در مورد زندگی ایشان تولید و پخش شد .اما هرگز در مورد نبردهای متعدد بختیاریها که اصلی ترین وقدرتمندترین نیروی ضد استعماری بودند ذکری به میان نیامده،طبق اسناد موجود و سخن معمرین حتی بخش اعزم نیروهای شهید محمدتقی خان پسیان ـ خصوصا در جنگ« گردنه سرخ» ـ و نیروهای «رییس علی دلواری» را سواران بختیاری تشکیل می داده اند .
جالب آنکه صدا وسیما پس از سالها سکوت و تجاهل در مورد تلاشهای صادقانه بختیاری در حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور وقتی هم که می خواهد اشاره ای به وضعیت داخلی کشور ونقش حساس بختیاریها داشته باشد بختیاری را به عنوان قومی غارتگر، قاتل و بی نزاکت جلوه می دهد .
عجیب است که سازندگان این فیلم و مسوولین صدا و سما این همه جانفشانی بختیاری و اسناد غیر قابل انکار تاریخی در مورد تلاش بختیاریها در حفظ کشور در شرایطی که هیچ مسوولیت رسمی در قبال جنگ علیه اشغالگران را نداشته اند را نادیده می گیرند و با استفاده از کیسه ملت به تحقیر و رواج بدبینی علیه یک قوم می پردازند.
سوال اینجاست سازندگان و محققان این فیلم چگونه غارتگری دسته ای کوچک از ایلات راـ که بنا بر شرایط نا امن آن زمان ـ دور از انتظار هم نبوده است را می بینند، اما چگونه نبردهای مهم بختیاری در همان زمان را با اشغالگران نادیده می گیرند؟ چرا سوار بختیاری که همواره به عنوان وطن خواه و آزاده در تاریخ نقش آفرینی کرده است ،دزد و بی نزاکت و قاتل معرفی می شود؟
با توجه به تاثیر صدا و سیما و فراگیری این رسانه باید توجه داشت که پس از هر نوبت پخش این فیلم، لباس گویش و رفتار بازیگران آن وفیلمهای مشابه دستمایه ریشخند و تحقیر بختیاریها در میان اقوام پیرامونی شده و برخیها تا مدتها پس از پخش این فیلم به صحنه هایی از آن استناد کرده و قضاوت عمومی نسبت به بختیاری را تنزل می دهند.
روایت رسمی تاریخ و صداو سیمای جمهوری اسلامی هرگز به تاریخ پر افتخار بختیاری و قوم لر ادر دو قرن اخیر اشاره ای ندارد ونقش آنها در حفظ تمامیت ارضی در خلال سالهای جنگ جهانی اول را همچون نقش آنها در انقلاب مشروطه نادیده گرفته و مهر سکوت زده است
هر چند بارها به پخش فیلم «صنوبر» اعتراض شده اما پخش مجدد آن در این زمان مورد سوال است .اگر پخش مجدد این فیلم را با حضور دو کاندیدای بختیاری در انتخابات ریاست جمهوری و خصوصا نزدیکی شیخ مهدی کروبی به ایل ذلقی و پوشیدن لباس بختیاری توسط دکتر محسن رضایی و اشاره صریح ایشان به بختیاری بودن خود در فیلم انتخاباتی اش مرتبط بدانیم از واقعیت دور نرفته اییم
البته این اولین باری نیست که صداو سیما به طور رسمی در فیلمهای خود به توهین علیه بختیاریها می پردازد و پیشتر نیز در یک مجموعه طنز و مجموعه تلوزیونی دیگری به لباس بختیاری توهین کرده بود پی گیری حقوقی و اقامه دعوی بر علیه سازندگان فیلم صنوبر و مسوولین صدا وسیما شاید تنها راه پاییان دادن به روند کنونی تحقیر بختیاریها باشد
http://www.kolonchi.blogfa.com/post-33.aspx منبع
در کیلومتر ۱۵ جاده دره شهر -پلدختر تنگه زیبایی به نام یوژاندر واقع است که از طریق آن می توان به چشمه های زیبا و بی نظیر بوتک رسید . فاصله چشمه از جاده حدودا ۶ساعت پیاده روی مداوم است.فاصله طولانی و سختی مسیر باعث شده تا هر کسی به فکر رفتن به بوتک بی نظیر نیفتد. چشمه های بوتک حدودا ۴ فقره می باشند که به فاصله ۱۰۰متری و موازی هم در بلندترین قسمت کبیرکوه در ارتفاع ۲۵۰۰متری از سطح دریا در منطقه دره شهر قرار گرفته اند.این چشمه ها در طول تمام سال داری آب خیلی سرد بوده و هیچ گاه خشک نمی شوند.زیبایی چشم نواز بوتک دل هر طبیعت دوستی را به سمت خود می کشد.


بقیه عکسها ادامه مطلب
بنای باقیمانده به نام قلعه زبیده معروف است. به گفته اهالی محل، چون املاک پیرامونی در سال ۱۳۱۴ بهوسیله شخصی به نام زبیده ثبت شده است لذا بهاین نام معروف گشته است. قلعه فعلی یک بنای دوره اسلامی متاخر است که در دوره صفویه ساخته شده و در دورههای بعد مورد استفاده حاکمان محلی قرار گرفته است. بنا در دوره قاجار به دستور زینل حاکم محلی بازسازی شده است. دژ قلعه به ابعاد ۳۲×۳۰ متر اندازه گیری شده است. ارتفاع دیوار خارجی دژ قلعه زینل بطور میانگین ۳٫۱۰ متر است. مصالح بکار رفته در بنای قلعه سنگ و گچ می باشد که بهوسیله کاهگل گلاندود شده است. ورودی قلعه در جبهه شمالی است و ۳٫۶۰ متر متراژ شده است. پی اتاقهای متعددی در محدوده داخلی دژ دیده می شود که برای کشت محصولات کشاورزی تخریب شده است. یک حلقه چاه در حیاط مرکزی قلعه حفر شده که حدود هشت متر عمق داشته و منبع تامین آب آشامیدنی ساکنان قلعه بوده است. در بخشهای مختلف آثار حفاریهای غیر مجاز دیده می شود که مطالعه دقیق لایههای زیرین قلعه را با مشکل روبرو ساخته است. آثاری از مصالح سنگ و گچ در بخشهای پیرامونی شامل آسیابهای دو قلو و قلعه دیگری به نام نقاره از گذشته به جای مانده است که به نظر می رسد از قدمت بیشتری برخوردار باشند. شواهد سطح اثر چون تکه سفالینههای خشن قرمز رنگ و تکههای خمره بزرگ نشان می دهد دراین مکان آثاری از دوران تاریخی و قرون اولیه اسلامی وجود داشته است.
منبع:حبیبالله محمودیان، ۱۳۸۳، معرفی اجمالی قلعههای باستانی استانایلام، بخش دوم، انتشارات گویش

با توجه به مصالح و سبک معماری بنا مربوط به اوایل اسلامی می باشد و قدمت آن به بیش از ۱۴۰۰ سال می رسد. در قسمت جنوبی چهار تاقی بقایای پلکانی به طول ده متر و عرض یک متر با شیب ملایم وجود دارد که احتمالا» ورودی بنا بوده است. این چهار تاقی بر پلانی مربع شکل به ابعاد ۵ در۵ متر بنا شده است. عرض دیواره ها ۸۰ سانتی متر و ارتفاع تاق از زمین ۷۰/۱ سانتی متر است. گنبد تک جداره آن بر چهارتاق قوسی شکل و با سیستم گوشواره ساخته شده است. بر بالای گنبد دریچه ای وجود دارد که به هنگام مرمت این دریچه بسته شده است
از آقای شنبه زاده عزیز به خاطر توضیحات زیبا شون تشکر میکنم
ولیآقای شنبه زاده عزیز ترمیم و حمایت از آثار باستانی نیازمند دانش روز و توجه ویژه به این گنجینه ها ناب می باشد .عملکرد مدیریت های قبلی سازمان میراث فرهنگی استان ایلام حاکی از آن است که ما به سوی نابودی آثار باستانی پیش میرویم نه احیاء ان حداقل که در شهرستان ما اینگونه بوده .مصداق آن آتشکده شهرستان دره شهر میباشد که دیگر نمی توان آنرا جزء آثار باستانی به حساب آورد .
نمونه دیگر آن ترمیم پل گاومیشان توسط بناها و کارگران ساختمان میباشد.
رها سازی پل چم نمشت به حال خود که در دوره خود ۴۰ متر از پل گاومیشان هم بزرگتر بوده و هم اکنون به دلیل تغییر مسیر آب رودخانه سیمره به زمین کشاورزی تبدیل شده.
بیشتر مردم دره شهر از وجود منطقه باستانی سه کسان بی خبرند ولی دزدان آثار باستانی به راحتی آب خوردن به کند و کاو و تاراج این منطقه مشغولند.
و دهها اثر دیگر .
آیا تعیین حریم و بازسازی اماکن باستانی باید نما و وجهه باستانی ابنیه تاریخی را از بین ببرد؟
آیا نمیشد به جای رنگ نارنجی در قطعات سیمانی از رنگی هم رنگ محیط استفاده کرد؟
بهتر است فکری به حال عبور دامها از زیر این پل هم بشود که خود از عوامل تخریب این پل است.
اما در مورد موزه دره شهر 
این موزه با معماری جدید خود چه ارتباطی با موزه دارد؟ چه چیز در این موزه به نمایش گذاشته خواهد شد ؟ ایا چیزی مانده؟ اشیا به تاراج رفته بر میگردد ؟ معماری این بنا در کنار شهر تاریخی دره شهر خود جای سوال دارد.
امیدواریم که مدیریت جدید میراث فرهنگی استان ایلام پا جای پای مدیران قبلی نگذاشته و بتوانند از حق مردم استان دفاع کنند؟
ادامه عکسهای تعمییرات بد میراث فرهنگی ایلام در ادامه مطلب

تنگه یوژاندر کبیرکوه دره شهر
بقیه عکسها با سایز بزرگ در ادامه مطلب
چند روز قبل برای بازدید از پل باستانی گاومیشان با یکی از دوستان رفتم یک چیز توجه مرا به خود جلب کرد که از پل گاومیشان بیشتر جلب توجه میکرد.!!!!
قطعات سیمانی که نام میراث فرهنگی استان ایلام بر آن حک شده بود دور تا دور پل باستانی را احاطه کرده بود که این خود فرم باستانی پل را تحت تاثیر خود قرار داده بود .
حال باید پرسید هدف میراث فرهنگی استان ایلام چه بوده ؟ آیا کسی می خواهد این پل را بدزدد !؟
آیا می خواهند بگویند این پل متعلق به استان لرستان نیست ؟استانی که ایلام تا چند دهه پیش جزئی از آن بوده.
این پل از لحاظ گردشگری سود مالی برای میراث فرهنگی استان ایلام ندارد .شاید میراث فرهنگی استان ایلام فقط برای کسب بوجه سالانه تعمیر و نگهداری این پل به فکر تصاحب آن است.
نظر شما چیست؟

کوه کبیرکوه

خواب زمستانی- طبیعت بیدار می شود ما هم بهتر است از خواب بیدار شویم

امید - درخت بلوط توانسته در دل سنگها بروید پس ما می توانیم







